ف
فاطمه علی اصغری
مهمان
مهمان
به گزارش پایگاه خبری جوان خودرو؛
محمدرضا خدارحم، فعال باسابقه واردات و تأمین مواد اولیه با اشاره به تمرکز تخصصی خود بر زنجیره تأمین صنعت تایر و قطعهسازی لاستیکی خودرو تأکید کرد که ترکشهای بحران مواد اولیه صرفاً یک بخش از تولید را هدف نگرفته است. بهگفته وی، همزمانی چالشهای دسترسی به نهادهها، جهش چشمگیر قیمت جهانی کائوچو و مشکلات شبکه حملونقل، مستقیماً تیراژ کارخانجات تایرسازی را تحتالشعاع قرار داده و منجر به کاهش تولید لاستیک شده است.
محمدرضا خدارحم، فعال حوزه واردات اعلام کرد که ترکشهای کمبود و اختلال در دسترسی به مواد پایه، حتی بخشهای گستردهای از صنعت بستهبندی را نیز در بر گرفته است. اما با وجود آسیبپذیری بخشهای مختلف، خدارحم شدت بحران را در صنعت ساخت تایر خودرو و قطعات لاستیکی بهمراتب سنگینتر و حادتر ارزیابی کرد.
وی تصریح کرد که در حال حاضر، کارخانجات تایرسازی در تأمین اقلام و نهادههای کلیدی و تخصصی خود و بهویژه کائوچو، در تنگنای شدیدی قرار گرفتهاند و همین مسئله مانع از بهرهبرداری کامل از خطوط تولید شده و افت محسوس حجم و ظرفیت خروجی صنایع لاستیکسازی را رقم زده است.
این فعال حوزه تأمین مواد اولیه تأکید کرد که معضل کاهش تولید لاستیک تنها به کمیابی مواد اولیه محدود نمیشود، بلکه جهش سنگین نرخ نهادهها معادلات مالی این صنعت را بهشدت پیچیده کرده است. هزینههای تهیه و خرید کائوچو رشد سرسامآوری را به ثبت رسانده اما از آنجا که سازوکار بازار و چارچوبهای قیمتگذاری اجازه انتقال کامل این سربار سنگین به نرخ مصرفکننده تایر نهایی را نمیدهد، حاشیه سود کارخانجات بهشدت افت کرده است.
در واقع تایرسازان داخلی در منگنه افزایش سرسامآور هزینههای ورودی و محدودیت دسترسی به ماده اولیه از یکسو، و سرکوب سودآوری و عدم توجیه اقتصادی فروش تایر از سوی دیگر گرفتار شدهاند.
خدارحم با بررسی ساختار مالی شرکتها یادآور شد که هزینههای جاری واحدهای تولیدی لاستیک از ابتدای سال رشدی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد را تجربه کرده و همزمان، بهای خرید کائوچو نیز متناسب با نوسانات بازار و نوع گرید مصرفی جهش چشمگیری داشته است. این در حالی است که مجوزهای صادرشده برای تعدیل بهای فروش لاستیک نهایی، بسیار عقبتر از حجم واقعی تورم خطوط تولید بوده است.
وی با اشاره به وابستگی شدید بخش بزرگی از زنجیره تأمین به بازارهای بینالمللی توضیح داد که عمده مواد تخصصی، بهویژه کائوچوی طبیعی کاملاً وارداتی هستند و هرگونه تحول در حوزه تجارت خارجی، فرآیند تخصیص ارز، لجستیک و ترانزیت کالا بهسرعت در قیمت تمامشده تولید منعکس میشود.
خدارحم در ادامه عنوان کرد که کائوچوی طبیعی در گذشته در دامنه قیمتی ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار برای هر تن ثبت سفارش میشد، اما در حال حاضر این رقم به محدوده ۳۰۰۰ دلار و حتی بیشتر تا زمان رسیدن محمولهها به مبادی گمرکی و ورودی کشور افزایش یافته است که بیتردید فشار سنگین خود را به تمام حلقههای زنجیره تولید و بازار مصرف منتقل خواهد کرد.
این فعال حوزه واردات، تناقض ساختاری و سیاستگذاری را یکی دیگر از دردهای اصلی این حوزه دانست و به واردات لاستیک کامل در زمان افت توان تأمین مواد اولیه اعتراض کرد. وی خاطرنشان کرد که ظرفیت، امکانات و ماشینآلات تولید در داخل کشور مهیاست اما به سبب نرسیدن بهموقع مواد خام، کارخانهها ناچارند با بخشی از توان اسمی خود فعالیت کنند.
در چنین شرایطی، سیاستگذاران با تکیه بر این استدلال که توان تولید داخل برای پوشش کامل تقاضا کافی نیست، اقدام به واردات مستقیم محصول نهایی میکنند. خدارحم این وضعیت را یک ناهماهنگی عمیق در مدیریت زنجیره صنعت نامید؛ چراکه بخشی از ظرفیتهای بالقوه تولید ملی به دلیل عدم تأمین مواد اولیه خاک میخورد و از سوی دیگر، منابع ارزی کشور صرف ورود محصول آمادهای میشود که امکان ساخت آن در داخل بهراحتی فراهم بود.
انتهای پیام/
ادامه مطلب.....
محمدرضا خدارحم، فعال باسابقه واردات و تأمین مواد اولیه با اشاره به تمرکز تخصصی خود بر زنجیره تأمین صنعت تایر و قطعهسازی لاستیکی خودرو تأکید کرد که ترکشهای بحران مواد اولیه صرفاً یک بخش از تولید را هدف نگرفته است. بهگفته وی، همزمانی چالشهای دسترسی به نهادهها، جهش چشمگیر قیمت جهانی کائوچو و مشکلات شبکه حملونقل، مستقیماً تیراژ کارخانجات تایرسازی را تحتالشعاع قرار داده و منجر به کاهش تولید لاستیک شده است.
محمدرضا خدارحم، فعال حوزه واردات اعلام کرد که ترکشهای کمبود و اختلال در دسترسی به مواد پایه، حتی بخشهای گستردهای از صنعت بستهبندی را نیز در بر گرفته است. اما با وجود آسیبپذیری بخشهای مختلف، خدارحم شدت بحران را در صنعت ساخت تایر خودرو و قطعات لاستیکی بهمراتب سنگینتر و حادتر ارزیابی کرد.
وی تصریح کرد که در حال حاضر، کارخانجات تایرسازی در تأمین اقلام و نهادههای کلیدی و تخصصی خود و بهویژه کائوچو، در تنگنای شدیدی قرار گرفتهاند و همین مسئله مانع از بهرهبرداری کامل از خطوط تولید شده و افت محسوس حجم و ظرفیت خروجی صنایع لاستیکسازی را رقم زده است.
این فعال حوزه تأمین مواد اولیه تأکید کرد که معضل کاهش تولید لاستیک تنها به کمیابی مواد اولیه محدود نمیشود، بلکه جهش سنگین نرخ نهادهها معادلات مالی این صنعت را بهشدت پیچیده کرده است. هزینههای تهیه و خرید کائوچو رشد سرسامآوری را به ثبت رسانده اما از آنجا که سازوکار بازار و چارچوبهای قیمتگذاری اجازه انتقال کامل این سربار سنگین به نرخ مصرفکننده تایر نهایی را نمیدهد، حاشیه سود کارخانجات بهشدت افت کرده است.
در واقع تایرسازان داخلی در منگنه افزایش سرسامآور هزینههای ورودی و محدودیت دسترسی به ماده اولیه از یکسو، و سرکوب سودآوری و عدم توجیه اقتصادی فروش تایر از سوی دیگر گرفتار شدهاند.
خدارحم با بررسی ساختار مالی شرکتها یادآور شد که هزینههای جاری واحدهای تولیدی لاستیک از ابتدای سال رشدی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد را تجربه کرده و همزمان، بهای خرید کائوچو نیز متناسب با نوسانات بازار و نوع گرید مصرفی جهش چشمگیری داشته است. این در حالی است که مجوزهای صادرشده برای تعدیل بهای فروش لاستیک نهایی، بسیار عقبتر از حجم واقعی تورم خطوط تولید بوده است.
وی با اشاره به وابستگی شدید بخش بزرگی از زنجیره تأمین به بازارهای بینالمللی توضیح داد که عمده مواد تخصصی، بهویژه کائوچوی طبیعی کاملاً وارداتی هستند و هرگونه تحول در حوزه تجارت خارجی، فرآیند تخصیص ارز، لجستیک و ترانزیت کالا بهسرعت در قیمت تمامشده تولید منعکس میشود.
خدارحم در ادامه عنوان کرد که کائوچوی طبیعی در گذشته در دامنه قیمتی ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار برای هر تن ثبت سفارش میشد، اما در حال حاضر این رقم به محدوده ۳۰۰۰ دلار و حتی بیشتر تا زمان رسیدن محمولهها به مبادی گمرکی و ورودی کشور افزایش یافته است که بیتردید فشار سنگین خود را به تمام حلقههای زنجیره تولید و بازار مصرف منتقل خواهد کرد.
این فعال حوزه واردات، تناقض ساختاری و سیاستگذاری را یکی دیگر از دردهای اصلی این حوزه دانست و به واردات لاستیک کامل در زمان افت توان تأمین مواد اولیه اعتراض کرد. وی خاطرنشان کرد که ظرفیت، امکانات و ماشینآلات تولید در داخل کشور مهیاست اما به سبب نرسیدن بهموقع مواد خام، کارخانهها ناچارند با بخشی از توان اسمی خود فعالیت کنند.
در چنین شرایطی، سیاستگذاران با تکیه بر این استدلال که توان تولید داخل برای پوشش کامل تقاضا کافی نیست، اقدام به واردات مستقیم محصول نهایی میکنند. خدارحم این وضعیت را یک ناهماهنگی عمیق در مدیریت زنجیره صنعت نامید؛ چراکه بخشی از ظرفیتهای بالقوه تولید ملی به دلیل عدم تأمین مواد اولیه خاک میخورد و از سوی دیگر، منابع ارزی کشور صرف ورود محصول آمادهای میشود که امکان ساخت آن در داخل بهراحتی فراهم بود.
انتهای پیام/
ادامه مطلب.....