R
RSS
مهمان
مهمان
ناپلئون شمشیر داشت، فوشه گوش داشت. ناپلئون فرمان میداد، فوشه نجوا جمع میکرد. و در بسیاری از مواقع، این نجواها از توپخانه مهمتر بودند. فوشه خوب میدانست که بهترین جاسوس، آن کسی نیست که پنهان باشد؛ آن کسی است که در هیأت دوست، همکار، محرم و همراه ظاهر شود. اما درس بزرگتر فوشه فقط ساختن شبکهی خبرچینی نبود؛ درک یک اصل عمیقتر بود: «جاسوسِ کشفشده، از جاسوسِ پنهان مفیدتر است.» ...و این شاید جمعبندی تلخ ماجرا باشد: سازمانی که برای کنترلِ بیشتر، به خبرچینی تکیه میکند، در نهایت فقط یک چیز را خوب کنترل میکند؛ صدای آدمها را. اما وقتی صدا خاموش شد، دیگر خیلی دیر شده است. چون آنچه بعد از سکوت میآید، نظم نیست؛ پوسیدگی است.
ادامه مطلب.....
ادامه مطلب.....