R
RSS
مهمان
مهمان
یک دهه قبل در گزارشهای روزنامهنگارانهام از تاریخ اندیشه سیاسی به این نتیجه رسیده بودم که راه اصلاح دینی سرانجام از بیراهه استبداد دینی سر بر میآورد و از اصلاحطلبی به بنیادگرایی میرسیم...آن روز فکر میکردم عبدالکریم سروش مارتین لوتر اسلام است، ازاینرو از جلد چهارم آن مجموعه از مصائب لیبرالیسم اسلامی نوشتم. اکنون اما میفهمم که او خود ژان کالون است؛ مردی که از اصلاح دینی به استبداد دینی رسید. ما در چهره عبدالکریم سروش بر خلاف علی شریعتی و در پی آن مهدی بازرگان لیبرالیسم دینی میدیدیم و گرچه در تداوم راه با ناسازه لیبرالیسم و اسلامگرایی مواجه شدیم، اما نقش او را در معرفتشناسی لیبرال نادیده نمیگرفتیم. اما فقر اندیشه اقتصادی و اندیشه سیاسی درنهایت سبب شد پرده برافتد و نقاب برداشته شود و زیر این لیبرالیسم نقابدار، توتالیتریسمی پنهان پدیدار شود...
ادامه مطلب.....
ادامه مطلب.....