R
RSS
مهمان
مهمان
شبی که قرار بود انقلاب پیروز شود، در بازداشت بودم؛ در پست فرماندهی اتاقی بود که یک تختخواب و یک تلویزیون سیاهسفید داشت. بدون هیچ تفهیم اتهامی نشسته بودم و فکر میکردم. تا اینکه ساعت ۶ بعد از ظهر روز بعد، ناگهان برنامههای تلویزیون قطع شد و بعد از لحظاتی، آقایی جلوی دوربین نشسته بود که فکر کنم از مجاهدین خلق بود.
ادامه مطلب.....
ادامه مطلب.....